ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
61
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
« طبيب بايد تحمل ناسزا را داشته باشد زيرا جمعى از بيماران برسامى « 1 » و مردم وسواسى و سوداوىمزاج با ما چنان حرف مىزنند كه بايد تحمل آنها را داشته باشيم و بدانيم كه آن ناسزاها از آنها نيست ، بلكه سبب آن همان بيمارى است ، كه خارج از حالت طبيعى مريض است . طبيب بايد هميشه موى سر را منظم نگاهدارد ، نه بتراشد و نه آن را انبوه بگذارد . « طبيب بايد ناخن انگشتان خود را بگيرد ، ولى نه از ته و نه آنكه بگذارد كه بلندتر از گوشت سر انگشتان شود . « طبيب بايد لباسش سفيد و پاك و نرم باشد . در راه رفتن عجله نكند تند راه نرود زيرا اينطور راه رفتن دليل بر سبكسرى است . آنقدر هم كند راه نرود ، زيرا آن هم دليل بر خونسردى و سستى است . اگر او را دعوت كردند ، بايد در مقابل بيمار چهارزانو بنشيند و بارامى از حال بيمار جويا شود . در سئوالات خود دستپاچهگى و شتاب ننمايد در نظر من اين شكل زى و رفتار بسيار بهتر از وضع ديگر است » . جالينوس در مقالهء سوم از كتاب خود در اخلاق نفس گفته است : ابقراط علاوه از علم طب علم نجوم را بدرجهاى مىدانسته كه نظير نداشت . همچنين امر اركانى كه تركيب بدن حيوان از آنهاست مىدانست . ايضا ماهيت و تكوين تمام اجسامى كه قابل كون و فساد بودند ، فساد آنها را مىدانست . او اولين كسى است كه با برهان حقيقت آنچه را گفتيم بيان داشت . همچنين بيان كرد كه چگونه بيمارى و سلامتى در تمام حيوانات و نباتات حاصل و عارض مىگردد . او است كه انواع بيمارىها و معالجات آنها را استنباط كرد . من مىگويم : اما معالجات ابقراط و مداواهاى او در بيماريها هميشه به اين ترتيب بود كه فائده بيمار را حد اعلى در نظر مىگرفت و بيماران را از طريق مفيدتر مداوا مىكرد . گفته شده است او اولين كسى است كه بيمارستان ايجاد و ابداع كرد . نزديك خانهاش در قسمتى از يك باغ را اختصاص به بيماران داده ، در آنجا كاركنانى گمارد ، كه در خدمت بيماران باشند و آن را « اخسندوكين » يا مجمع بيماران نام نهاد .
--> ( 1 ) - برسام كلمهاى پارسى و مركب از بر ( پهلو ) و سام ( ورم ) مىباشد .